مرگ تدریجی یک هنر / فضای مجازی آفت رسانه

یادداشتی از علیرضا فرجی

در دلنوشته ای مختصر به پیامدی اشاره خواهم داشت که به نوعی خودزنی تعبیر میشود ولی نمیتوان به کتمان حقایق روی آورد چراکه در صورت ادامه و چشم پوشی ، این هنر با چالشی جبران ناپذیر و به مرگ تدریجی دچار میگردد. باید اشاره داشت به بهانه ایام خبرنگار پیامهایی از سوی افراد حقیقی و حقوقی به منظور تبریک مخابره شد که در زیبایی کم نظیر است و گویای حقیقت ذاتی می‌باشد ولی با روی کار آمدن فضای مجازی این جملات برای برخی ها شاید به نشانه طعنه یا طنز کاربرد داشته باشد.

حقیقتا اگر به فلسفه موجودی خبرنگاری اشاره ای خواهیم داشت میتوان این شغل جذاب را به اندازه تاریخ بشریت به نظاره نشست که با ثبت وقایع توانسته قرن ها را به یکدیگر گره زده و آیندگان را از گذشته آگاه سازد که کتب های بجا مانده از هزاران سال پیش ، سندی براین واقعیت است. اما امروزه و با پدیده فضای مجازی هر فردی بدور از گزینش ، مجوز و بعضاً صلاحیت وارد محدوده اطلاع رسانی شده و برای رسیدن به منافع شخصی از هیچ حربه نامیمونی چشم پوشی نمیکند.

متاسفانه اقدامات و اتفاقات پیش آمده آنچنان فضای رسانه ای را ملتهب ساخته که بسیاری از صاحب نظران و اصحاب قلم را روی گردان از تلاش نموده و راه را برای مسیر پیش رو ناهموار کرده است. به تعبیری خبرنگار برای ثبت حقیقت و به منظور دست یابی مخاطبان به واقعیت ها قلم فرسایی میکند اما نشانه ها و اتفاقات ، هدف دیگری را درحال روایتند.

این درحالیست که وقایع به اسم خبرنگار ولی به کام سودجویان رخ نمایی میکند و افرادی پای به این عرصه گذاشته اند که برای بدست آوردن منافع شخصی یا جایگاه ، آبروی این خانواده بااصالت را نشانه رفته اند. دروغ ، تهمت ، افترا در کنار تخریب بعنوان نشانه بارز برخی نااهلان می‌باشد که در لباس خبرنگاری درحال جولان هستند.

هشدار وزارت کشور: آرامش خود را حفظ کنید و فقط اخبار رسمی را دنبال کنید
هم اکنون بخوانید

متاسفانه پیگرد از حیطه ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی خارج گردیده و عملا بدون اختیار شده و حتی از ترس نقد یا به عبارتی تخریب ، سکوت را پیشه کرده اند. دیگر نهادها همچون دستگاه قضا در کنار ارگانهای امنیتی نیز بنا به دلایل نامعلوم خود را در سایه فرو برده اند و تنها نظاره گر می‌باشند. حال این امر در صورت عدم ورود جدی به چالشی حل ناشدنی دچار میگردد که توانی برای بازیابی نخواهد ماند.

البته نباید به سادگی از موضوع ناتوانی افراد گذشت که سواد رسانه ای نداشته و تنها بواسطه یک اتفاق و با بهره مندی از جو روانی جامعه به عضوگیری پرداخته تا بهانه ای باشد برای دست یابی به ابزار سودجویی و ناترازی رسانه ای که همین امر باعث مشکلات گردید. التهاب میان مجازی و حقیقی از زمانی رنگ واقعیت به خود گرفت که برخی افراد بصورت اختیاری و با حربه دلقک بازی توانستند حباب رسانه ای ایجاد کرده و علاوه بر بهره مالی بتوانند وارد چرخه خبری شوند و از خطوط قرمز عبور نمایند تا عصر بی عدالتی رقم خورد.

اگر درمانی صورت نگیرد و جایگاهی برای خبرنگار ، بلاگر و فعال فضای مجازی تعریف نشود مطمئنا در آینده سردرگمی و آشوب رسانه ای را به نظاره خواهیم نشست که شاید برای رفع چالش دیر شده باشد. برای برون رفع ازین بحران حداقل ها همچون سواد نوشتاری ، تجربه ، شناخت فضای خبری ، قانون مطبوعات در کنار مسیر فعالیت باید مشخص گردد و وضع قوانین پیشگیرانه جهت تخطی از فعالیت سختگیرانه باشد تا سودجویان ، سهم خواهان ، تهمت زنندگان یا برهم زنندگان نظم و باجگیرانی که در لباس خبرنگاری حرمت ، شخصیت و جایگاه این حرفه مقدس را مخدوش نمایند برای همیشه از صحنه محو شوند.

زنان و عدالت
هم اکنون بخوانید

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 1 =

دکمه بازگشت به بالا