مردی از نسل زبرالحدید/یادی از فرمانده شهید علی قلی‌نژاد

به گزارش ایسنا، در این یادداشت می‌خوانیم:
نسل متفاوتی در این مملکت بودند که امام‌شان را از نزدیک ندیدند و لبیک گفتند و از جان و زندگی‌شان مایه گذاشتند.
علی آقا از جمله این نسل و از خیل این بچه‌ها بود که در سن نوجوانی پابه عرصه و صحنه کارزار دفاع مقدس گذاشتند و تا پایان جنگ هم ایستادند.
نکته جالب اینجاست که علی آقا درعملیات «کربلای ۱» یعنی  تیرماه سال ۶۵ در منطقه مهران و قلاویزان ،شکمش توسط ‌کالیبر مستقیم دشمن کلا پاره و بخشی از احشای بدن از شکم خارج‌ شد و به همین دلیل طحال او را از بدنش جدا کردند و بخشی از روده‌اش  را هم‌ بریدند ولی به محض برگشت سلامت، البته سلامت نسبی،نگفت من جانبازم و باید پشت جبهه بمانم بلکه با همان حالش دوباره برگشت و تا پایان جنگ هم درجنگ ماند و درعملیات‌های متعددی  شرکت کرد که دیگر اعضای بدنش نیز  بعدها مورد اصابت تیر و ترکش قرار گرفت و حتی در سرش ترکش به یادگار مانده بود.
این اواخر نیز به خاطر همین جانبازی‌اشف بدنش طبیعی بود تعدیل برود ولی با همه این مشکلات باز هم آرامش نداشت و با اصرار و پیگیری‌های زیاد،دوستان و فرماندهان را راضی نمود که برای دفاع از حرم اهل بیت (علیهم السلام) به سوریه برود که موفق هم شد.
و بسیار دوست داشت که به شهادت برسد. اصلا این مرد دنبال شهادت می‌گشت. من در جریان روند درمانش بودم و پر واضح بود که بر اثر همان نارسایی‌هایی همچون نداشتن طحال،بخشی از روده و همچنین ریه‌های  شیمیایی شده، به شهادت رسیده است.

اکران بسته فیلم کوتاه «ژنریک؛ شش فیلم شش نگاه»
هم اکنون بخوانید

خوش‌برخورد و خوش خنده بود.همیشه لبخند گوشه لبش بود. به خودش هم به تأسی از اهل پیامبر (ص) و اهل بیت علیهم‌السلام و آن چیزی که در آموزه‌های دینی ما بود می‌رسید و همیشه خوش چهره و خوش تیپ می‌گشت.
صراحت لهجه از دیگر خصوصیات حاج علی بود . حتی در موضوعات سیاسی . با کسی تعارف نداشت و از مواضع نظام و رهبری کوتاه نمی‌آمد و با بصیرتی همچون دوران دفاع مقدس حتی در فضای مجازی از منویات آقا و امام و شهدا دفاع می‌کرد.

عشق به اهل بیت در تک تک سلول‌های بدنش متبلور بود . از دوران نوجوانی در دسته‌های سینه‌زنی و زنجیرزنی مداحی‌ می‌کرد. از جمله در مراسمات تشییع شهدای دفاع مقدس اگر در منطقه عملیاتی نبود و در شهر حضور داشت، میدان‌دار و مداح اصلی  بود و صدای بسیار خوشی نیز  داشت و از اشعار پرمغز و درس آموز استفاده می‌کرد. یادم است هر ساله مساجد برای دعوت از ایشان و مداحی در مراسم زنجیر زنی‌ سبقت می‌گرفتند و رقابت داشتند و این، حاصل اخلاق حسنه و صدای خوش و البته استفاده از اشعار پرمغز و باکیفیت ایشان بود.
مدیریت و تدبر ایشان هم زبانزد بود. از دوستان و همرزمان ایشان نقل است که عموما معتقدند حاج علی به عنوان فرمانده در عملیات‌های متعدد نیروهای تحت امر را به نحو احسن مدیریت می‌کرد و الان هم اگر از آنها بپرسید می‌گویند حاج علی فرمانده مقتدر و موفقی در جنگ بود .
از ریا به شدت  بدش می‌آمد و هیچ نسبتی با مال دنیا نداشت. بروید زندگی و اموالش را ببینید. نیازی به گفتن من نیست؛ حتی یکی دوبار درمورد مباحث‌ مالی با او حرف زدم که گفت آدم باید به اندازه‌ داشته باشد تا سبکبال باشد و بتواند راحت دل بکند.
آدرس بنیاد شهید و قبل‌ها بنیاد جانبازان را هم بلد نبود. بسیاری از دوستان نزدیک ایشان همینگونه‌اند.
نسبت به رفقا و اهل فامیل هم دغدغه داشت و دلسوزی می‌کرد. بارها از نزدیک دیدم که نگران اهل فامیل است  و دوست داشت قدمی برای حل مشکلات‌شان بردارد و تا جایی که توانش را داشت دریغ نمی‌کرد.

روشنایی ناشناخته در زمان مظفرالدین شاه
هم اکنون بخوانید

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 18 =

دکمه بازگشت به بالا