
مریم حداد روانشناس مؤسسه خیریه توانبخشی معلولین ذهنی تهران، کارشناس ارتباطات و دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی و آموزش و پرورش کودکان استثنائی از دانشگاه تهران است. مشوّق اصلی خود را در تغییر رشته اش و پرداختن به امور معلولین ذهنی، معلم ساز خود می داند که عضو گروه موسیقی نهال بوده است و کار آنها اجرای موسیقی برای برخی مؤسسات توانبخشی به معلولین ذهنی بوده است. ایجاد جرقه علاقه مندی جهت خدمت به معلولین ذهنی را از ۱۶ سالگی خود می داند و تحقیقات جالبی را درباره تأثیرات موسیقی و هنر بر روی معلولین ذهنی انجام داده است.
به گزارش اعتماد نو، حداد در گفتگو با یاران مهربانی درباره بازتاب حالات روانی و افکار مددجویان در نقاشی ها و آثار هنری شان گفت: واقعیت این است که پی بردن به الگوهای رفتاری از طریق تحلیل نقاشی ها و آثار دستی به طور کامل امکان پذیر نیست و ما از این طریق شاید بتوانیم تنها به بخشی از دنیای آنها وارد شویم. مثلاً می توان اضطراب ها یا هیجانات منفی و مثبت آنها را تا حدودی از روی نقاشی ها بدست آورد. بخاطر دارم که در اویل فعالیتم در این مؤسسه از مددجویان می خواستم تا رؤیا ها و خواب هایشان را نقاشی کنند و ما متوجه شدیم که تعدادی از آنها رؤیاهای تکرار شونده دارند. ما حتی مواردی را داشته ایم که در ابتدای ورودشان به این مؤسسه مدام نقاشی های تاریک می کشیدند اما به مرور زمان، این نقاشی های تاریک جای خود را به نقاشی های رنگی و شاد دادند که این باعث امیدواری ما بود.
وی با اشاره به برخی چالش های موجود در حوزه توانبخشی به معلولین ذهنی افزود: من فکر می کنم ما در حوزه کلان کشور کار بزرگی برای این مددجویان انجام نداده ایم. به نظرم ما به اندازه کافی امکانات و ظرفیت داریم که بتوانیم با سیاستگذاری های درست کاری شایسته برای آنها انجام دهیم. مثلاً دولت می تواند حمایت های ویژه ای را از طریق برگزاری کلاس های آموزشی برای پرسنل مؤسسات توانبخشی، خانواده ها و معلولین انجام دهد. یکی از انتظاراتی که ما از متولیان این امور مانند بهزیستی داریم این است که جلساتی را با حضور روانشناسان مؤسسات توانبخشی برگزار کنند تا ما برخی مشکلات قابل حل موجود را در این جلسات مطرح کنیم.
این روانشناس معولین ذهنی ادامه داد: یکی از موارد بسیار مهمی که باید به صورت سیستماتیک در حوزه نگهداری و توانبخشی به معلولین نهادینه شود، بحث برگزاری جلسات مشاوره ای هم برای پرسنل مؤسسات نگهداری و توانبخشی و هم برای خانواده های مددجویان است. از آنجا که این اقشار به صورت مداوم با معلولین ذهنی در تماس هستند، نیاز مستمر به کنترل و نظارت های روانشناختی دارند.
حداد ضمن تأکید بر لزوم مشارکت و حضور بیشتر خانواده های این مددجویان در زندگی آنها گفت: متأسفانه بیشترین درگیری ما از نظر روانشناسی با مددجویان، بحث دلتنگی های آنها برای خانواده هایشان است. عده ای از خانواده ها به دلیل کم توجهی و عده ای هم به دلیل سایر مشکلات و کهولت سن نمی توانند به صورت مناسب از مددجویان دلجویی کنند و این امر می تواند منجر به افسردگی و یا آژیته شدن آنها شود. تعدادی از مددجویان بی سرپرست نیز واقعاً شرایط روحی و روانی حساسی دارند و کوچک ترین کم توجهی از سوی قیّم آنها می تواند روی شرایط روانی آنها اثرگذار باشد. خانواده ها نباید تصور کنند که اگر مددجویان را به این مراکز می سپارند دیگر همه نیازهای آنها برآورده می شود. باید توجه داشت که برخی نیازهای روحی و روانی مددجویان و حتی انسان های سالم تنها از طریق خانواده ها رفع می شود.
وی در پایان خاطرنشان ساخت: از آنجایی که این مدجویان متوجه تفاوت های خودشان با سایر انسانها می شوند مستعد اضطراب، افسردگی و رفتارهای پرخاشگرانه هستند. ما برای کنترل حالات روحی و روانی این مددجویان به شدت نیاز به همراهی خانواده هایشان داریم. عدم وجود فرهنگ سازی درست در این حوزه نیز خود عاملی می شود بر افزایش فشارها و تنش ها به معلولین که می تواند تشدید کننده ناآرامی های آنها باشد که گاهاً حتی به صورت لجبازی خود را بروز می دهد.

