امروز

پنج شنبه, ۲۵ مهر , ۱۳۹۸

  ساعت

۲۰:۱۶ بعد از ظهر

از سال ۱۹۷۹ و به دنبال وقوع انقلاب اسلامی ایران و پس از آن تسخیر سفارت آمریکا در تهران و ماجرای گروگانگیری عوامل سفارت توسط دانشجویان پیرو خط امام (ره)، تنش در روابط ایران و ایالات متحده آمریکا بوجود آمد و با اینکه در مقاطعی از تاریخ چهل ساله انقلاب اسلامی فضای ملتهب سیاسی میان دو کشور کمی آرام می گرفت اما همواره سایه جنگ در ابعاد گوناگون آن اعم از اقتصادی و یا نظامی بر روابط میان دو کشور سایه داشته است. در ماه های اخیر و پس از روی کار آمدن ترامپ جمهوریخواه و خروج وی از توافق هسته ای و به دنبال آن تحریم های گسترده غیرانسانی ایالات متحده علیه دولت و ملت ایران اسلامی، وضع به صورت بی سابقه ای بحرانی و به نظر قاطبه کارشناسان سیاسی با بروز کوچکترین بی احتیاطی از سوی طرفین حتی تا آستانه ی جنگی ویرانگر برای منطقه پیش خواهد رفت.

در اوضاع کنونی و بویژه با توجه به شرایط خاص منطقه خلیج فارس، این تنش ها بدون شک اخلال آفرین خواهد بود. حتی اگر احتمال جنگ نظامی را منتفی بدانیم، یقینا ادامه این شرایط در منطقه در روند سرمایه گذاری و اقتصاد کشورهای منطقه تأثیرات منفی برجای خواهد گذاشت. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اقتصادهای خود را وابسته به جریان صدور نفت بنا نهاده اند و در صورت بروز تنش در این شاهراه انرژی جهانی، بیشترین تهدید وآسیب ( با توجه به اتحاد استراتژیک آنها با ایالات متحده به عنوان یکی از طرف های درگیری ) متوجه ایشان خواهد بود.

با توجه به توضیحات پیش گفته اکنون به بررسی منتفعین از تنش در روابط ایران و آمریکا می پردازیم که به طور مشخص اذهان را به سمت روسیه سوق می دهد. پس از خروج آمریکا از توافق هسته ای، ترامپ رویکرد صریح ایالات متحده را بر پایه انتخاب دیگر کشورها میان تجارت با ایران یا آمریکا بنا نهاد و در این بین بسیاری از شرکتهای تجاری بزرگ اروپایی و برندهای مطرح جهانی که پس از توافق هسته ای وارد تعاملات گسترده اقتصادی با ایران شده بودند، لاجرم ایران را ترک نموده و اولویت خود را بر پایه تجارت گسترده و حجیم خود با نظام اقتصادی ایالات متحده آمریکا بنا نهاده و در جهت حفظ روابط اقتصادی خود با بزرگترین اقتصاد جهانی، به نهضت تحریم های آمریکا علیه ایران پیوستند. بسیاری از دولت های اروپایی نیز که مشتری نفت ایران بودند، نفت کشورهای عربی را جایگزین نمودند که در صورت وقوع منازعه در منطقه خلیج فارس، راهی جز واردات انرژی از روسیه پیش روی نخواهند داشت. و البته کشورهایی نظیر ژاپن، کره جنوبی و هند را نیز باید به این فهرست اضافه نمود. در نظر داشته باشیم که اتحادیه اروپا در شرایط کنونی به دلیل تنش های سیاسی که با روسیه دارند، برخی تحریم های اقتصادی را بر علیه مسکو فعال نموده اند و اگر سناریوی پیش گفته محقق شده و مجبور به واردات انرژی از روسیه شوند، خود به خود تحریمهای ایشان علیه مسکو بی اثر و غیرفعال خواهد گردید و این دستاوردی بزرگ برای روسیه و کرملین خواهد بود و باید منافع سرشار ناشی از خرید سبدهای بزرگ نفت و گاز که تقاضای اصلی اقتصاد کشورهای اروپایی و البته هند و ژاپن نیز میباشد را نیز به آن اضافه نمود که همه اینها بخشی از ثمرات مستقیم منازعه جهانی با ایران خواهد بود.

دولت روسیه اگرچه در ظاهر از توافق هسته ای حمایت می کند و همواره بر حفظ آن تأکید نموده است اما هرچه اختلافات اتحادیه اروپا و ایالات متحده بر سر حفظ برجام افزایش یابد، این موضوع مسکو را خوشحال تر می کند. اساسا هر برنامه ای که یکپارچگی و وحدت اروپا و آمریکا را دچار چالش کند، به نفع روسیه است و میتوان به تلاشهای مسکو در ایجاد هماهنگی میان اروپا و برخی محافل آمریکایی در جهت حفظ توافق هسته ای با ایران نیز با دیده تردید نگریست.در اتحادیه اروپا کشورهایی از اروپای شرقی هستند که در میانه تنش میان اروپا و آمریکا قرار دارند و ادامه وضع موجود در بعد جهانی میتواند زمینه نزدیکی بیش از پیش آنان به روسیه را فراهم آورد. یکی دیگر از دستاوردهای بزرگ روانی تنش جهانی میان اروپا و آمریکا بر سر توافق هسته ای از یک سو و تنش در منطقه خلیج فارس از دیگر سو برای مسکو انحراف افکار عمومی جهانی از موضوعات و مناقشات در منطقه کریمه و شرق اوکراین است و مسکو با خاطر آسوده تری میتواند سیاست های خود را در این منطقه اجرایی کند. از طرفی در صورت وقوع جنگ نظامی علیه تهران ، ساختار منطقه خلیج فارس با توجه به وجود دولت های عرب متحد آمریکا می تواند دستخوش تغییرات بسیاری گردد و این برای روسیه یک فرصت ایده آل در جهت گسترش نفوذ خود در خاورمیانه بویژه در سوریه است همانطوری که اکنون اسد نیز در سوریه حفظ قدرت خود را تا حدود بسیاری مرهون حمایت های روسیه است.

یکی دیگر از نکاتی که باید به آن توجه نمود وضعیت داخلی ایران پس از خروج آمریکا از برجام است. این موضوع (خروج ترامپ از توافق هسته ای و نظام تحریم های ظالمانه ) احساسات ضدغربی و ضد آمریکایی را در ایران تشدید نموده است و طرفداران بهبود روابط با دنیای غرب را تضعیف نموده است. در زمان دولت های سازندگی و اصلاحات تلاش های بسیاری در خصوص زمینه چینی برای بهبود روابط و بازگشایی مسیر تعاملات سیاسی و اقتصادی با اروپا و پس از آن با ایالات متحده صورت پذیرفت و در دولت حسن روحانی نیز یکی از اصول سیاست خارجی بر مبنای بهبود روابط سیاسی و اقتصادی با جهان ( به طور مشخص با اروپا و آمریکا ) بنا نهاده شد و توافق هسته ای نیز در همین چارچوب شکل گرفت و شاید کمتر سیاستمداری از داخل مجموعه تصمصم گیرنده دولت متصور این معنا بود که پس از توافق هسته ای و بازگشایی مسیر های اقتصادی کشور به سوی شرکت ها و دولت های غربی و اروپایی، آیا تکلیف متحدین شرقی ما بویژه روسیه و چین چه خواهد شد؟ و همانطور که دیدیم اکثر میوه های برجام را شرکت های تجاری اروپایی و صاحبان سرمایه و فناوری غربی چیدند و سهم اندکی از کیک برجام به روسیه رسید و اگر گسترش روابط اقتصادی با دنیای غرب به همان منوال ادامه می یافت، از نفوذ اقتصادی روسیه در ایران کاسته می شد. در شرایط بوجود آمده کنونی و در صورت عقیم ماندن برجام ، ایران هیچ گزینه ای نخواهد داشت جز تقویت روابط با شرق و در صدر آن با روسیه. در حوزه انرژی نیز ایران با ادامه وضعیت فعلی از توان لازم جهت توسعه صنایع مرتبط با انرژی و بخصوص در زمینه گاز طبیعی برخوردار نخواهد شد و در نتیجه زمین بازی بطور کامل در اختیار روسیه خواهد بود و ایران یارای رقابت با روسیه را در زمینه کسب بازار جهانی نخواهد داشت . در بحث مسایل استراتژیک و منطقه ای نیز با محدود شدن توان اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و تضعیف منابع مالی، شاید ایران نتواند همپای روسیه به استیفای حقوق خود در سوریه بپردازد و با اینکه عده ای از ابتدا همکاری تهران و مسکو در سوریه را اتحادی استراتژیک قلمداد می کردند، اما بسیار مشخص است که این دو دارای منافع تاکتیکی در سوریه هستند که حتی گاه ممکن است دچاد تضاد منافع شوند زیرا در سوریه تنها یک قدرت برتر باید حضور داشته باشد و بطور قطع هرکدام از طرفین سعی خواهد نمود به روشی زیرکانه رقیب را به عقب براند. نمونه بارز آن برخوردهای دو طرف با حضور اسرائیل در سوریه است. اسرائیل در سوریه تنها مواضع طرف ایرانی را هدف قرار می دهد و همواره با طرف روسی برخوردی نداشته است. از این رو روسیه تا زمانی که اسرائیل مزاحمتی برایش نداشته باشد، با حضور ایشان در میدان سوریه مشکلی ندارد. اما ایران به جهت اینکه اساسا اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد و اختلافات ایدئولوژیکی با اسرائیل دارد، همواره با این رژیم و حضورش در سوریه مشکل داشته و دارد.

موضوع با اهمیت دیگر اتحاد استراتژیک تهران و مسکو در منطقه است. پس از خروج یکجانبه ایالات متحده آمریکا از برجام و وضع تحریم های گسترده، آنچه بیش از پیش در اذهان متصور می شود، نزدیکی بیشتر ایران به روسیه در بعد نظامی و تسلیحاتی است. با اینکه سالیان زیادی است که تهران و مسکو در زمینه مسائل منطقه ای و جهانی مواضع واحد و مشترکی دارند و بعضا همکاری های نظامی نیز داشته اند (بطور مشخص در موضوع سوریه) اما نمیتوان این اتحاد استراتژیک را همیشگی قلمداد کرد بخصوص که اوضاع سیاست های جهانی قدرتهای بزرگ مرتبا در حال دگردیسی و تغییر است و حتی اخیرا زمزمه هایی از کاخ سفید مبنی بر عزم شان برای مذاکره بدون قید و شرط با جمهوری اسلامی شنیده می شود. البته روسها معتقدند که این سیاست ترامپ که ابتدا تهدید و سپس پیشنهاد مذاکره میدهد، نشان از بی اعتباری رویکرد تصمیم گیرندگان ایالات متحده در قبال ایران دارد و در این زمینه نیز خود را همواره در کنار نظام ایران قرار داده اند و در این شرایط به دنبال کسب منافع حداکثری خود چه در بعد سیاسی و دیپلماتیک و چه در بعد نظامی و تسلیحاتی و چه در ابعاد گوناگون اقتصادی هستند.

 

 

صادق شیرکوند

کارشناس ارشد علوم سیاسی و مدرس دانشگاه پیام نور

 

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

سومین نمایشگاه نقاشی و آثار دستی معلولین ذهنی تهران برگزار شد + تصاویر
در کنار همیم!
ما ۴۹ درصدیم! سهممان از کابینه چقدر است؟!
درخواست یک آتش نشان از سگ زنده یاب پلیس برای یافتن همکارش در زیر آوار

۱
قاسم رضایی نفر سوم جهان شد
۵ زلزله پیاپی «فاریاب» کرمان را لزراند

۱
قاسم رضایی نفر سوم جهان شد
۵ زلزله پیاپی «فاریاب» کرمان را لزراند

۱
قاسم رضایی نفر سوم جهان شد
۵ زلزله پیاپی «فاریاب» کرمان را لزراند