دوران ریاست جمهوری اوباما اگر ادامه داشت، اسرائیل را تحریم می کرد.

به گزارش اعتماد نو ، اعضای شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه‌ای که خواستار پایان دادن به شهرک‌سازی رژیم ضهیونیستی در فلسطین اشغالی است را به تصویب رساندند. آمریکا تنها عضو شورای امنیت بود که به قطعنامه ضد شهرک‌سازی رژیم صهیونیستی رأی ممتنع داد. ۱۴ عضو دیگر به این قطعنامه رأی موافق دادند. قطعنامه قبلی علیه اسرائیل ٣٧ سال‌پیش تصویب شده بود و این بار نیز برخلاف سنت چنددهه اخیر، آمریکا این بار وتو نکرد و به‌این‌ترتیب تصویب شد. سامانتا پاور، نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد گفت: رأی واشنگتن حامل این پیام بوده که شهرک‌سازی‌های اسرائیل غیرقانونی هستند و باید متوقف شوند. تصویب این قطع نامه بازتابهای زیادی داشت و موجب این سوال شد که رای بی سابقه آمریکا در چه راستایی بوده است؟ آیا با روی کار آمدن ترامپ نیز این سیاست ادامه خواهد داشت؟ در این باره با سید‌علی خرم سفیر و نماینده اسبق ایران در سازمان ملل متحد گفت و گو کرده ایم که از نظر می گذرانید.
به نظرتان رای ممتنع آمریکا به قطع نامه علیه اسرائیل چگونه قابل تحلیل است؟

پاسخ این سوال وقتی روشن می شود که روابط آقای اوباما با اسرائیل و نتانیاهو را از وقتی که سر کار آمده است در نظر بگیریم. اولا اقای اوباما جزو معدود روسای جمهور امریکا است که بعد از جنگ دوم جهانی با حمایت اسرائیل سر کار نیامده است. بقیه روسای جمهور امریکا همواره با حمایت مالی آیپک که به عبارتی کمیته روابط عمومی آمریکا-اسرائیل در نیویورک است سر کار آمدند. مانند کلینتون، جرج بوش و بقیه. ولی در مورد آقای اوباما یک استثنا بود که اسرائیل روی مک کین رقیب جمهوری خواه او سرمایه گذاری کرد ولی اوباما پیروز شد و از این بابت اسرائیل شکست خورد. این ابتدای کار بود و پس از آن عوامل دیگری هم بود. بیش از یکی دو دهه است که سیاستمداران، سیاستگذاران و سیاست سازان در امریکا اعتقاد دارند که دوران حمایت یک طرفه امریکا از اسرائیل به پایان رسیده و نباید به شکل چشم بسته و کورکورانه از آن حمایت کند. موقعی که واقعه ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد تحلیلی که مجمع اقتصادی داووس به آمریکا ارائه داد این بود که سیاستهای تبعیض آمیز امریکا نسبت به فلسطینی ها، جهان اسلام را برانگیخته و این اقدامات تروریستی القاعده حاکی و ناشی از آن رفتار نا مناسبی بوده است که امریکا در سیاست خارجی خود داشته است که مربوط به سال ۲۰۰۱ است. لذا حدود ۱۶ سال است که امریکا این موضوع را جدی گرفته است. جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا کتابی نوشته و در آن شدیدا به سیاستهای کورکورانه پیروی آمریکا از منافع ملی اسرائیل حمله کرده و آنرا غلط خوانده است. این عوامل دست به دست هم داده و اگر دقت کنیم می بینیم که در این ۸ سال که اوباما سر کار آمده است با سیاست شهرک سازی اسرائیل در داخل سرزمین های فلسطین به شکل علنی مخالفت کرد. یعنی اوباما در این ۸ سال با این سیاست مخالفت کرده و این رای مخالفت با شهرک سازی برای آخرین بار در دولت اوباما است نه اولین بار. اما برای اولین بار است که امریکا این تابو را شکست و در باره شهرک سازی و ظلمی که به فلسطینی ها می شود رایی داد که مقابل جهان اسلام نایستاد و با رای ممتنع خود به شکل معنی داری گفت که من هم با شما موافقم و مخالف شهرک سازی هستم. امریکا به گونه ای حقوق فلسطینی ها را به رسمیت شناخت. همان طوری که دیدیم در این ۸ سال با تبعیت از سیاست اوباما، اروپا هم سیاست خود را عوض کرد و در مخالفت با اسرائیل و شهرک سازی رای داد و اکنون اسرائیل نه تنها روبرو با امریکا بلکه با در مقابل اروپا و جامعه جهانی نیز است. همچنان که بانی این قطع نامه کشورهایی مثل مالزی، نیوزلند، سنگال و ونزوئلا بودند که برای احیای آن تلاش کردند.
منظور این است که جامعه جهانی دیگر آن نگاه گذشته را کنار گذاشته و در مقابل زیاده خواهی اسرائیل می ایستد و نمی خواهد به اسرائیل باج دهد.
نظرتان این است که آمریکا به نوعی تلاش می کند منافع ملی خود را از اسرائیل تفکیک کند، در مسائل دیگری هم این موضوع دیده می شود؟

سفر وزیر دفاع عراق به مسکو
هم اکنون بخوانید

در این ۸ سال می بینیم که نه تنها امریکا با شهرک سازی اسرائیل مخالفت کرد، بلکه مقابل اسرائیل برای کارشکنی در موضوع مذاکرات هسته ای با ایران هم ایستاد. دیدیم که اوباما دستور داده بود دفتر نخست وزیری اسرائیل شنود کار گذاشته شود تا اینکه از خرابکاری و تخریب اسرائیل در مقابل مذاکرات هسته ای جلوگیری کنند. از این رو می بینیم که روابط تنگاتنگ گذشته چگونه عوض شده و نوعی روابط سرد و بی تفاوت ولی با ظاهری دوستانه دنبال می شود. چون یهودی ها به هر حال در امریکا، قدرت اقتصادی و به تبع آن قدرت سیاسی زیادی دارند. اما این را می توان مشاهده کرد که کوزه دوستی ترک برداشته، اما تا اینکه این کوزه خرد و نابود و مضمحل شود زمان می برد.
کشورهای دیگر مخصوصا کشورهای اسلامی چه واکنشی را در این راستا باید دنبال کنند؟

در اینجا نقش کشورهای اسلامی مهم است. اگر این کشورها با رفتار تنش زا بخواهند با امریکا رفتار کنند این کشور به سمت سیاستهای گذشته سوق داده می شود. اما اگر این کشورها رفتار دیگری در مقابل آمریکا داشته باشند و سیاستهای آمریکا در مقابل اسرائیل را در راستای منافع ملی آمریکا تعریف کنند و آنرا در این مسیر تشویق و تهییج کنند، به نظر می رسد که رفتارهای دیگری می توان از امریکا مشاهده کرد.
همین جمله ای که اوباما گفت که ما باید منافع و امنیت ملی خود را بر منافع و امنیت ملی اسرائیل ارجح بدانیم و این دو را تفکیک کنیم، بسیار مهم است. خیلی از سیاستها احتمال دارد که در راستای منافع آمریکا نباشد و امریکا نمی خواهد هزینه سیاستهای اسرائیل را بدهد.
از این رو این رای شورای امنیت نتیجه سالها کار مداومی بوده است که آجرهای آن روی هم چیده شده و این ثمره را هم اکنون می توان دید.
با آمدن ترامپ چه اتفاقی خواهد افتاد؟

روایت آکسیوس از ادامه احتلاف‌ها میان آمریکا و اسرائیل بر سر احیای برجام
هم اکنون بخوانید

آقای ترامپ شاید اینگونه نخواهد بود. او هر چند با پول و حمایت اسرائیلی ها سر کار نیامده است ولی چون اصول خاصی از خود ندارد، سیاستهای قابل پیش بیینی نمی توان برای آن تعریف کرد. ترامپ بیشتر به سفید پوستهای نژاد پرست امریکایی سوق دارد و آنها نگاه مثبتی به اسرائیل دارند. ترامپ ممکن است نه به خاطر حمایت از اسرائیل بلکه به این خاطر که به سمت سفید پوستان نژاد پرست سوق دارد در راستای سیاستهای اسرائیل عمل کند. بنابراین از این جنبه است که ترامپ به نوعی تلاش داشت اوباما را قانع کند که قطع نامه را وتو کند. این موضوع می تواند شروع خوبی باشد برای اینکه بین سیاستهای آمریکا و اسرائیل فاصله بیفتد و به نفع جهان اسلام گامی برداشته شود.
به نظرتان اسرائیل اگر به این قطع نامه عمل نکند از سوی شورای امنیت تحریم می شود یا آمریکا آنرا وتو می کند؟

قطع نامه های شورای امنیت اگر بدون وتو یکی از اعضای اصلی تصویب شود به مانند همین قطع نامه که امریکا رای ممتنع به آن داد و به نوعی گفت که مخالف نیستم که اسرائیل محکوم و تحریم شود، ولی مسئله این است که عمر دولت اوباما در حال اتمام است و اگر دوره او تمام نشده بود، گام بعدی این بود که چند کشور بانی شوند و اسرائیل را مورد تحریم قرار دهند، ولی با روی کار آمدن ترامپ ممکن است که خیلی چیزها عوض شود. خیلی چیزها که در گذشته سیاست سازان آمریکا روی آن توافق کرده بودند می تواند تبدیل به مسائل دیگری شود که سفید پوستان امریکایی به شکل سنتی به آن علاقه مند هستند. از این رو سیاستهای ترامپ کاملا غیر حساب شده است و نمی توان روی آن قضاوت کرد.

منبع: خبرآنلاین

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 1 =

دکمه بازگشت به بالا