چرا احزاب و نه افراد؟!

فیروز محمودی – عضو حزب اعتماد ملی و دانشجوی دکتری علوم سیاسی: فردگرایی و جمع شدن برمحور شخصیت ها اگرچه ممکن است در کوتاه مدتی مرادهایی را حاصل نماید اما به معشوقه ای بیمار و بی وفامی ماند که هر لحظه باید در انتظار فراقش بود، اگر اراده اش به رفتن شد خواهد رفت ، اگر بیماری بر او غالب شود خواهد مرد و اگر از دیگری دلربایی بیشتری ببیند دلبر او خواهد شد… . روی سخن با کسانی است که با شعار ایجاد جامعه مدنی به قله ای رسیده اند که اکنون بر فراز آن ، کوهپایه ها را بر سر احزاب ویران می کنند. آنانکه در انتها ، جامعه مدنی شان به مدینه النبی بدل شد و معلوم نشد نبی این مدینه چه کسی است و مدینه مورد نظر چه خصوصیاتی باید داشته باشد.

روزگاری جوامعی را که ما امروز پیشرفته و یا غرب می شناسیم ، آتش اختلافات و شکافهای قومی در برگرفته بود. راه حل پیشنهادی دانشمندان آن دیار برای برون رفت از این مشکل عظیم ، نهادسازی در جامعه و سازماندهی افراد در قالب این نهادها بود و چنین شد  که احزاب به عنوان یکی از مهمترین نهادها از دل این جوامع سربرآوردند. احزاب ، سیاست را که رکن رکین هرجامعه ای تا به امروز بوده است را در قالبهای جدیدی فروریختند و در انتها اشکالی نمایان شد که تا به امروز شاید نه کامل ترین که بهترین راه اداره این جوامع بوده است. در قالب جدید ، احزاب به سازماندهی و آموزش نیروهای سیاسی پرداخته و رقابت را چاشنی عمل نمودند و در نهایت چرخش نخبگان و قدرت ، راه را برای پیشرفت و رسیدن به جامعه ای مدرن و بالنده فراهم نمود. محصول تمامی این حرکات سینوسی آن چیزی است که امروز همه شاهد آنیم و آن هم سروری آنان بر جهان و داشتن مردم و جوامعی سرشار از سرور ، هرچند این سروری و سرور به قیمت تضعیف ملتهای دیگری در دیگر نقاط جهان فراهم گردید.

در یک نهاد ، اصل بر از میان رفتن فردیت و محور قرار گرفتن شخصیت حقوقی آن نهاد به جای آن است. حزب به عنوان یک نهاد نیز چنین عمل می کند و در آن شخصیت افراد به عنوان محور ، کاملا از میان رفته و توجه به منافع درازمدت ملی و حزبی جایگزین آن می شود و از همین روست که اعضا و یا سران احزاب با لغزشی هرچند کوچک ، کناره گیری و به حاشیه رفتن ، تنها انتخاب آنان خواهد شد.

پاسخگو بودن در برابر افکار عمومی و نیزاعضای خود از دیگر خصوصیات یک نهاد سیاسی است  و بر همین اساس یک حزب همواره تلاش میکند اعتماد عمومی را با خود به همراه داشته باشد. احزاب همواره از پایین به بالا حرکت میکنند و فرد با حضور در یک حزب  ، پله های ترقی را نه به یکباره و با سفارش که با تلاش و رقابت با همفکران خود طی نموده و ساخته و پرداخته ، آماده حضور در عرصه اجرایی سیاست می شود.

نه اصولگرایان و نه اصلاح‌طلبان نتوانسته‌اند نامزد حزبی معرفی کنند
هم اکنون بخوانید

قهرمان پروری و فرد گرایی درست در نقطه مقابل نهادگرایی قرار دارد. در واقع جامعه شناسان و روان شناسان عرصه سیاست ، ملتها و جوامعی را که به دنبال قهرمانان برای رهایی شان از گرفتاریهای گوناگونان هستند را جوامعی بیمار قلمداد کرده که در نهایت راهی به سوی سعادت نخواهند یافت. نمونه های تاریخی این ادعا نیز بسیار فراوان است و این همان مسیری است که جامعه ما تا به امروز دنبال کرده اما همچنان در پیچ و خم کوچه های سیاست سرگردان است و بسیاری از قهرمانانش را نیز نفرین می کند.

فردگرایی ممکن است همراه با قهرمان پروری هم نباشد بلکه افراد در سطوح مختلف جامعه ، برای پایان دادن به ناکامی های خویش به افرادی توسل می جویند و همین مسئله محیطی را برای سوء استفاده سوداگران سیاسی به خوبی آماده می کند.

به جرات می توان گفت که صددرصد کسانیکه درحال حاضر در جامعه ما در عرصه میدانی سیاست فعالند همواره از اینکه مورد سوء استفاده سیاسیون قرار گرفته اند شکایت دارند ، به این معنی که سیاسیون هنگامیکه در قامت کاندیداها وارد میدان سیاست می شوند آغوشهایی باز برای پذیرش افراد دارند و از نیرو و توان آنها در جهت رسیدن به مقصود بهره می برند اما هنگامیکه به شاهد مقصود دست می یابند دیگر در آغوششان جایی برای پذیرش بخت برگشته های دیروز پیدا نمی شود و این روند معمولا چهارسالی یکبار تکرار می شود. کوچکترین نتیجه این رذیلت بزرگ اخلاقی پدیدارشدن یاس و سرخوردگی در میان فعالان میدانی سیاست ورواج دورویی و نیرنگ در میان افراد جامعه می باشد.

برای زدودن این پدیده نامبارک راهی جز توسل به احزاب در جامعه وجود ندارد، احزاب برخلاف افراد نمی توانند از دسترس خارج شده و یا پاسخگوی مردم  نباشد چرکه آنها ایجاد شده اند تا دها و شاید صدها سال ماندگار باشند و برای تحقق این رویا و عمرطولانی راهی جز جلب اعتمادها و حرکت برمسیر و خواسته ملت ندارند. این تجربه تاریخی و علمی بشریت است که اکنون درمقابل چشمان ماست.

تردیدی وجود ندارد که افراد گریزان از نهادگرایی و حرکت در کشتی یک نهادسیاسی یا افرادی ناآگاه یا ضعیف و یا فرصت طلبند. ناآگاه از آن رو که ازمزایای چنین حرکتی آگاهی ندارند که با آن مخالفت میکنند، ضعیفند چراکه حوصله و توان اعتماد نو به نقل از برنامه ریزی ، تلاش و  رقابت چه در داخل یک حزب و چه خارج از آن و با دیگر احزاب را ندارند. فرصت طلب از آن رو می توانند باشند که می خواهند برخانی که قبلا به هردلیلی آماده شده بی هیچ زحمتی بنشینند واز آن بهره ها ببرند. فردگرایی و جمع شدن برمحور شخصیت ها اگرچه ممکن است در کوتاه مدتی مرادهایی را حاصل نماید اما به معشوقه ای بیمار و بی وفامی ماند که هر لحظه باید در انتظار فراقش بود، اگر اراده اش به رفتن شد خواهد رفت ، اگر بیماری بر او غالب شود خواهد مرد و اگر از دیگری دلربایی بیشتری ببیند دلبر او خواهد شد. اما نهادها چنین نیستند. هزاران سال است که نهاد دولت بر بشر حکمرانی میکند و جامعه را برنظم استوار میگرداند، حاکمان تحت هرنامی آمده و رفته اند اما آنچه هنوز سر بر آسمان می ساید و رعنا قامت ایستاده نهاد دولت و حکومت است.

زنان و عدالت
هم اکنون بخوانید

در کشور ما شاهد مخالفت چند گروه ازافراد با نهادسازی در عرصه سیاست هستیم، یکی آنانکه حزب را با دسته و گروه که مقطعی و برای رسیدن به مقاصدی عموما در جهت منافع شخصی اعضا تشکیل می اشتباهی گرفته و به همین دلیل با آن مخالفت میکنند. گروه دیگر کسانی هستند که اصولا نهادمندی و حرکت در چارچوب برای آنان غیره ممکن است و اینها همان ضعیفان هستند که ازآنان سخن رفت و اصولا با هنرنمایی های فردی از شخصیتها برای رسیدن به مقصود دلبری میکنند. نمی توان متاسف نبود از جمله رایجی که در میان بسیاری از سیاستمردان کشور ما و در زمانهای مختلف شنیده وآن این که “من عضو هیچ حزبی نیستم” و تاسف بارتر اینکه این سخن را با افتخار و برای رسیدن به افتخاری بزرگتر بیان میکنند. برخی نیز خود را چنان حجیم می بینند که از فراجناحی بودن خویش سخن می گویند. برخی نیز با تاکید بر نقش احزاب به دلیل ضعیف بودن و یا ضعیف دانستنشان از کار و فعالیت سیاسی نه تنها روی گردانند که اعمال خود هرچه بیشتر و بیشتر تضعیقشان میکند. گفته اند و میگویند و تکرار و تکرار میکنند که ما در حال حاضر احزاب قوی و فراگیر در کشور نداریم پس باید راهی دیگر برای رسیدن به مقصود برگزینیم. راه حل آنان چه در جبهه اصلاحات و چه در میان اصول گرایان شیخوخیت و جمع شدن برگرد افرادی است  که تصور می شود دارای جایگاه و پایگاهی در میان مردم هستند. ما را سخنی با اصول گرایان نیست چراکه آنها ادعایی در نهادسازی سیاسی و تقویت احزاب ندارند. روی سخن با کسانی است که با شعار ایجاد جامعه مدنی به قله ای رسیده اند که اکنون بر فراز آن ، کوهپایه ها را بر سر احزاب ویران می کنند. آنانکه در انتها ، جامعه مدنی شان به مدینه النبی بدل شد و معلوم نشد نبی این مدینه چه کسی است و مدینه مورد نظر چه خصوصیاتی باید داشته باشد.

سوالی که اکنون وجود دارد این است که آیا جامعه مدنی می تواند بدون حضور و تقویت احزاب وجود خارجی یابد؟ البته در مدینه النبی احزاب وجود نداشتند و هر آنچه بود اعراب بادیه نشینی بودند که بر مدار قبیله و شیخوخیت تصمیمات را اتخاذ می کردند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × چهار =

دکمه بازگشت به بالا