نقدی بر فرهنگ تحزب در ایران

تعداد زیادی از افراد منجمله خود فعالین سیاسی که اغلب در احزاب نیز عضو هستند معتقدند در ایران کار حزبی صورت نمی گیرد. اما عدم فعالیت حزبی صحیح در کشور به چه معناست؟ قصد داریم تا در این یادداشت به یکی از کاستی ها و چالش های مهم احزاب در ایران اشاره کنیم.

اولین حزب در ایران که فارغ از اندیشه های انحرافی خود، فعالیت تشکیلاتی قوی داشت، حزب توده بود. این حزب در سال ۱۳۲۰ خورشیدی با تفکری مارکسیستی تاسیس شد. مارکسیست ها که در مبارزه با پرولتاریا عموماً به کار تشکیلاتی معتقد بودند در فعالیت های حزبی نیز تا مدت ها موفق تر از سایرین ظاهر می شدند. اتحاد افراد پیرامون یک هدف مشترک مهم ترین چیزی است که نه تنها یک حزب بلکه یک جریان یا جبهه برای موفقیت به آن نیازمند است. همین مهم باعث می شود تا حزب جمهوری اسلامی دیگر حزب قدرتمند تاریخ ایران به شمار آید. در حزب جمهوری اسلامی افراد پیرامون یک هدف مقدس با یکدیگر متحد شدند و تلاششان نیز به ثمر نشست. امروز نزدیک به هفتاد و چهار سال از تاسیس اولین حزب در ایران می گذرد اما هنوز اهمیت فعالیت حزبی و اهداف آن نه تنها برای مردم، بلکه برای خود احزاب نیز روشن نیست.

آیا هدف یک حزب تنها و تنها ایجاد اتحاد میان عدّه ای داوطلب برای رسیدن به هدفی مشترک است؟ قطعاً این چنین نیست و احزاب در عالم علم سیاست هدف های بسیاری را دنبال می کنند. اگر بخواهیم تعارف و جملات کلیشه ای را کنار بگذاریم و قضیه را علمی و واقع بینانه تر نگاه کنیم به طور کلی دلیل  فعالیّت سیاسی کسب کرسی های قدرت است؛ هر چند هدف افراد از کسب کرسی های قدرت نسبت به هم متفاوت باشد. به عنوان مثال شخصی قدرت را برای قدرت می خواهد و فرد دیگری نیز قدرت را برای خدمت و اصلاح مشکلات مردم می خواهد. دین اسلام هم تأکید دارد که قدرت لایق اشخاصی است که “خود ساخته” هستند و به دنبال قدرت برای رسیدن به اهداف نفسانی خود نیستند؛ چراکه اگر خلاف این رخ دهد بر مردم ظلم خواهد شد و مقدمات دیکتاتوری فرآهم می آید.

نسل جوان شهرم با فریادهایی نهفته در دل
هم اکنون بخوانید

حال باید دید که احزاب ایران از زمان تأسیس اولین حزب تا به امروز در کسب کرسی های قدرت تا به چه اندازه موفق بوده اند. با نگاهی گذرا به تاریخ فعالیت حزبی در کشور با قاطعیت می توان این میزان را بسیار اندک دانست. خیلی ها  معتقد هستند که دلیل این عدم توفیق، وجود نداشتن فرهنگ تحزب در کشور است. اما سوال اینجاست که فرهنگ تحزب باید توسط چه کسانی در کشور ایجاد شود؟ و آیا خود احزاب تلاش کافی را در این راستا کرده اند؟

از نظر نگارنده، پاسخ به پرسش اخیر “خیر” است و حتی می توان گفت که اکثریت احزاب  کشور نه تنها تلاشی برای فرهنگ سازی تحزب که اتفاقاً مورد تأیید و تأکید شارع مقدس نیز است، نکرده اند بلکه کوشش چندانی برای خودشناسی و درک صحیح از توانایی های یک حزب نیز نداشته اند؛ هر چند نمی توان نقش صاحبان قدرت در هر دوره را در ایجاد فضا برای فعالیت احزاب در کشور نادیده گرفت اما کوتاهی و اشتباهات خود احزاب نیز غیر قابل انکار است. شاهد بر این سخن عدم کادرسازی و شخصیت سازی در بیشتر احزاب با سابقه کشور تا به امروز است. باید توجه داشت فرهنگ تحزب صرف تعدد احزاب در یک کشور ایجاد نمی شود چراکه برخی از کشورهای توسعه یافته و قدرتمند تنها دو حزب اصلی دارند که با هم رقابت می کنند اما هر کدام از این احزاب به معنای واقعی کلمه حزب هستند.

بی شک  یکی از وظایف مهم احزاب شناسایی افراد با استعداد و نخبه و سپس  آموزش و  پرورش آنها برای کسب کرسی های قدرت در آینده به نفع حزب است. اما مشاهده می شود که اکثر احزاب کشور توسط یک یا چند شخصیت سیاسی تأسیس می شوند و تا زمان مرگ این افراد کل اعضای حزب موظف هستند تلاش کنند تا فقط آن چند نفر کرسی های قدرت را کسب کنند و چه بسیار استعدادهایی که این بین به هدر می روند. یک حزب باید تا آن حد کادرسازی و شخصیت سازی قوی داشته باشد که برای هر زمان و مکانی در کشور جهت پست های مختلف افرادی را به صورت کاندیدای بالقوه داشته باشد. امروز می توان این خلأ را در احزاب کشور مشاهده نمود چرا که مثلاً اگر در جلسه ای با حضور تمام احزاب از آنها درخواست شود که در فلان منطقه کشور برای پست شهرداری یا بخشداری یک نفر را معرفی کنید، شاید جز سکوت پاسخی دریافت نکنید.

نقدی بر سخنان اخیر رئیس مجلس خبرگان رهبری
هم اکنون بخوانید

گفته می شود انتقاد بدون ارایه راه حل پسندیده نیست؛ لذا در این مورد نیز می توان به احزاب کشورمان فارغ از جناح بندی های سیاسی  پیشنهاد کرد که کمی از اهداف کوتاه مدت خود فاصله بگیرند و به جای اینکه بیشتر تلاش خود را صرف جذب شخصیت های سیاسی و اجتماعی مختلف کنند، سعی کنند تا جوانان بیشتری را جذب و آموزش دهند تا فردا روزی هم فرهنگ تحزب در کشور شکل گیرد و هم اینکه هر بیسوادی در منطقه خود ادعای سیاستمداری نکند و برای خودش شخصیتی نشود. در اصل می توان گفت موفقیّت یک حزب را نباید در توانایی جذب شخصیت ها به آن حزب بلکه در میزان شخصیت سازی آن حزب در طول زمان دانست. پیشرفت و تغییری که احزاب با این نگرش می توانند در آینده کشور ایجاد کنند چشمگیرتر از آن است که بتوان در این یادداشت به آنها اشاره کرد.

البته پر واضح است که کار احزاب اسلامی دشوارتر از احزاب غیر اسلامی است چراکه احزاب اسلامی می بایست علاوه بر آموزش های سیاسی و اجتماعی به اعضای خود، سعی کنند تا شخصیت هایی “خود ساخته” به جامعه تحویل دهند تا قدرت را نه در شعار؛ بلکه در عمل برای کسب رضایت خداوند از طریق خدمت به مردم بخواهند.

شاید بسیاری از افراد نقدهای دیگری را نیز بر نحوه کار احزاب در کشور وارد بدانند اما با کمی تأمل می توان ریشه اکثریت آنها را در همان فرد گرایی و عدم کادر سازی و شخصیت سازی خلاصه کرد.

امید است که این یادداشت کوتاه توانسته باشد رغبتی در دل خوانندگان جهت مطالعه نحوه فعالیت احزاب در کشورهای توسعه یافته ایجاد کرده باشد و همین امر منجر به درک هر چه بیشتر احزاب کشورمان نسبت به آن چیزی که هستند و آن چیزی که می توانند باشند، شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × سه =

دکمه بازگشت به بالا